تبليغاتX
MEKABIZ

MEKABIZ

باشگاه افراد خاص

رده بندی 10 دانشگاه برتر کشور هندوستان

خب دوستان این روزها من که حسابی درگیر امتحانات هستم و اصلا فرصت مطلب گذاشتن رو ندارم  اما حیفم اومد که رده بندی 10 دانشگاه برتر کشور هند رو برای شما عزیزان قرار ندم بلکه بتونه به دوستان عزیز کمک کنه به ترتیب رتبه از اول :

Banaras Hindu University

Jawaher Lal Nehru University Of Delhi

University Of Delhi

University Of Calcutta

University Of Madras

University Of Mumbai

University Of Hyderabad

Indian Institute Of Science

Jadavpur University

Osmania University

منبع این مطلب هم :

The First India Today Nielsen Survey On The Country's Leading Higher Educational Institutions

راستی تولد 3 سالگی وبلاگ هم که فروردین ماه بود مبارک باشه .....

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم تیر 1389ساعت 3:17  توسط MEKABIZ  | 

غیبت

غیبت طولانی من هم در ارتباط بود با این آشوب ها و هیاهوی اینجا امتحاناتی که باید آبان ماه تمام میشد هنوز که هنوز است تمام نشده و ادامه دارد البته این جریانات همچین برای ما بد هم نشد و امتیازاتی رو برایمون به همراه داشت از طرف دانشگاه تا اینجا هم که من واقعا از امتحاناتم راضی هستم چون خداییش حسابی درس خوندم البته از کمکهای دوستای خوبم دکتر فری - مهدی عزیز و نیما جان هم نباید ساده گذشت به خصوص دوست خیلی خیلی خویم پریوای عزیز که حسابی بهم کمک کرد تو این مدت و من خیلی خیلی مدیون لطفشم و ازش یک دنیا سپاسگزارم حالا بعد از تموم شدن امتحانات به سلامتی سعی میکنم که زود به زود دیگه آپدیت کنم پس تا اون موقع راستی چهارشنبه سوری هم مبارک
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم اسفند 1388ساعت 14:44  توسط MEKABIZ  | 

یک روز بی نظیر

چند روز قبل با همکاری دانشگاه عثمانیا و راموجی فیلم سیتی یک اردوی یک روزه از صبح تا شب با برنامه های شاد و بی نظیر مختلف و بازدید از این شهرک سینمایی زیبا و بی نظیر و مسابقات مختلف و سرگرمی ها و وسایل بازی و تفریح و بازدید از یک کنسرت موسیقی زیبا و ..... برای تعداد زیادی از دانشجویان خارجی ترتیب داده شد که دانشجوهای مختلف از کشورهای مختلف در این برنامه حضور پیدا کردند که البته باعث خوشحالی ما بود که مدیریت کل این برنامه بی نظیر و باشکوه در اختیار یکی از داشجویان ایرانی کالج ما یعنی خانم حقیقت عزیز بود که البته ایشون ریاست دانشجویان خارجی کالج ما رو هم بر عهده دارند الحق و الانصاف مدیریت خانم حقیقت تو تمامی مراحل این برنامه بی نظیر بود طوری که در پایان برنامه یک تشکر و تقدیر ویژه از طرف مدیران راموجی فیلم سیتی از ایشان صورت گرفت و کلی باعث افتخار ما شدش در نزد دانشجوهای خارجی دانشگاه که بله ما ایرانیها اینیم دیگه !خلاصه که هر کس که اومد فکر نکنم که تا آخر عمرش این روز بی نظیر رو بتونه فراموش بکنه اونایی هم که نیومدن وقعا یک خاطره موندگار تو زندگیشون رو از دست دادن اما خب واسه برنامه های دیگه حواسشون باشه که جا نمونن چون دانشجوهایی که اونروز اومدن دائم از خانم حقیقت زمان و مکان برنامه های بعدی دانشجوهای خارجی رو میگرفتند و درخواست برگزاری هر چند وقت یکبار این قبیل دور هم بودن ها و برنامه های بی نظیر رو داشتند کل دانشجوهایی  که اون روز حضور داشتند تک تک از ایشون تشکر کردند که چه روز خاطره انگیز و بی نظیری رو واسشون ساختند و از اون روز لقب لیدر رو هم به ایشون اعطاء کردن ! با مدیریت و رهبری صحیح و برنامه ریزی اصولی خلاصه که همه چیز عالی و بی نظیر بود و خب من از همینجا از طرف خودم و دوستام از خانم حقیقت یکبار دیگه تشکر ویژه ای میکنم و براشون آرزوی بهترینها رو دارم . مورد بعدی یک نکته ای هست که نمیخواستم مطرحش کنم اما خب بعد از چند ایمیل دیگه تصمیم گرفتم که بگم چند وقت قبل عده ای از دانشجویان دانشگاه جواهر که حدود هفت هشت ده نفری میشدند به کالج ما اومدند و نارضایتی شدید خودشون رو از وضعیت دانشگاه جواهر اعلام کردند و گفتند که نا امیدانه دنبال انتقال از جواهر به عثمان هستند که البته تقریبا میتونم بگم انجامش غیر ممکنه چندین ایمیل هم داشتم که همش گلایه بود از وضعیت دانشگاه جواهر و اینکه لطفا به دانشجوهایی که قصد اومدن دارند تو رو بخدا بگید که مراقب باشند و به سرنوشت ما دچار نشن و اینکه ما چه کار باید میکردیم دلالهایی که برای ما پذیرش گرفتن از جواهر برای ما بهشتی ساختند و از عثمانیا یک جهنم اما حالا میفهمیم که دقیقا برعکس اون صادق هست اینجا و چون گرفتن پذیرش و مراحل اون در جواهر تقریبا بدون هزینه و بسیار ساده هست این دلالهای عزیز دیگه چرا خودشون رو درگیر زحمت بکنند آینده افراد و زندگیشون هم که فدای اون چند صد هزار تومن ! حالا هم یا باید مثل اون چند دوستی که شکست خورده برگشتند ایران برگردیم یا اینکه با ناامیدی و بی میلی کامل بمونیم ودوره ای از زندگیمون رو که میتونستیم با لذت و خاطره خوش سپری کنیم با سختی و بی میلی و زجر سپری کنیم ! خب اینا جمع بندی و چکیده چند تا ایمیل دریافتی من بودش خب دوستان انتظار دارید که من چی بگم چقدر گفتم که تو رو بخدا با چشمان باز اقدام کنید با چندین و چند نفر صحبت کنید و تحقیق کامل بکنید و بعد اقدام عملی بکنید بخدا دوستان قدیمی که اینجا هستند و من رو دورادور میشناسند میدونند که من اصلا تو کار انتقال دانشجو نیستم چون اصلا علاقه ای به این کار ندارم و خدا روشکر اصلا نیاز مالی هم به کار کردن ندارم البته منظورم این نیست که این کار بده نه اصلا اتفاقا اگر درست انجام بشه ثواب هم داره و اشکالی درش نیست اما فقط میخوام بهتون بگم که نوشته های من هیچ هدف خاصی پشتش نیست و فقط دلم میخواد چیزایی رو که میدونم به دیگران انتقال بدم خود دوستانی که تو این یکسال و خورده ای از طریق ایمیل با من در ارتباط بودن میدونن که بدون هیچ چشمداشت و منتی جواب سوالات فراوانشون رو در حد توانم دادم پس یکبار دیگه بهتون میگم دوستان تو رو بخدا خوب خوب اول تحقیق کنید و بعد بهترین فرد رو انتخاب کنید برای انجام کاراتون و بی گدار به آب نزنید بحث زندگی آیندتون مطرح هست پس ارزش وقت بیشتر صرف کردن رو داره قطعا اگرم سوالی داشتید من در حد توانم و وقتم در خدمتتون هستم .  

در ضمن تصمیم گرفتم که این وبلاگ مثل گذشته تو همین حال و هوای دانشگاه و هند باقی بمونه و بزودی یک وبلاگ جدید راه اندازی کنم که مختص حال و هوای شخصی خودم باشه پس درنتیجه بخش بدون سانسور هم منتقل میشه به اون وبلاگ جدید که به امید خدا به زودی و بعد از اینکه سرم خلوت شد از امتحانات راه اندازیش میکنم .


+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم مهر 1388ساعت 17:21  توسط MEKABIZ  | 

فصلي نو از راه رسيد جامه نو به تن بايد كرد

خب چند وقتي هست كه فصل تازه اي از زندگي رو با تغييراتي شروع كردم كه سرانجام اين تغييرات به قالب و عكس وبلاگ هم كشيده شد بايد ببينم تو اين فصل تازه زندگيم چه تجربيات نو و تازه اي در انتظارم هست فعلا كه زندگي زيباست و بايد از لحظه لحظش لذت برد كاري كه دارم الان انجام ميدم خب انسان بايد از تجربيات گذشتش براي زندگي آيندش نهايت استفاده رو ببره كاري كه من در حال حاضر مشغولشم و خب زندگي همينه و هيچكس از فرداش خبر نداره فقط تا ميتوني بايد درست و حسابي زندگي بكني هر طور كه دلت ميخواد رها و آزاد البته اگه بگذارن بعضي ها ..... بازم از خدا ممنونم كه هميشه كنارمه و همه جوره هوام رو داره بعد از خدام از دوستاي خيلي خوبم ممنونم كه هميشه تو خوشي ها و ناخوشي ها  كنارم هستن و من واقعا به داشتنشون افتخار ميكنم براي همتون آرزوي بهترينها رو دارم رفقاي عزيز و اميدوارم كه بتونم دوست خوبي براي همتون باشم .

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم شهریور 1388ساعت 4:59  توسط MEKABIZ  | 

پايان ترم دوم و شروع ترم سوم

امتحانات ترم دوم هم چند روزي هست كه تموم شده و تا چند  روز ديگه هم ترم سوم شروع ميشه نكته جالب اين بود كه واقعا سوالات امتحاني در ترم دوم سخت و مشكل طراحي شده بود و به نوعي پيچونده شده بود  ولي خب به هر حال هر چه بود گذشت و بايد منتظر نتايج بمونيم خب كم كم سال جديد تحصيلي هم شروع ميشه تو تعطيلات كوتاهمون هم كه به اتفاق دوستان به بازي فوتبال مشغول بوديم و گاهي هم به اماكن تفريحي و ديدني شهر سري ميزديم ولي خب قسمت نشد كه به يك سفر بريم و سري به شهرهاي ديگه هند بزنيم ولي خب در كل در كنار دوستان و همكلاسي هاي عزيز خوش گذشت اين تعطيلات فرصتي شد كه يك دستي هم به سر و گوش خونه بكشم البته اين خونه تكوني به يك سريال دنباله دار تبديل شده و ميترسم به درازاي سريال سالهاي دور از خانه يا همون اوشين معروف برسه چون هواي ابري و باروني اين روزهاي اينجا همش شما رو وادار به خوابيدن ميكنه و تا بيدار ميشيد شده ظهر و كلي زمان رو از دست داديد ولي خب ديگه تا يكي دو روز ديگه حتما تمومش ميكنم و به سلامتي آشپزخونه رو راه اندازي ميكنم چون واقعا ديگه از غذاي بيرون خسته شدم قبلا كه بهانه امتحانات و عدم وجود زمان بود اما حالا ديگه بهانه بي بهانه و بايد كارها رو تموم كنم به اميد خدا و شروع كنم به پختن غذاهاي خوشمزه ايراني كه دلم بدجوري براشون تنگ شده اولين غذا هم سبزي پلو با ماهي هست اينم يك جايزه به خودم ! راستي تا چند هفته ديگه امتحانات ترم دوم دوستان و هم رشته اي هاي خوبم در دانشگاه جواهر شروع خواهد شد كه براشون آرزوي موفقيت دارم بارندگي هاي اينجا هم كه رنگ زيبايي به شهر داده ولي خب بعضي مواقع اين بارندگي هاي گاها سيل آسا تبديل به يك معضل بزرگ ميشه و كلي من رو اذيت ميكنه ولي خب در كل به نظر من كه زيبايي خاص خودش رو داره با تمام سختي هايي كه به وجود مياره و گوشه اي از قدرت خداي بزرگ رو به ما نشون ميده كه هميشه دوستش داشته و خواهم داشت خدايا ممنون بخاطر همه چيز .
+ نوشته شده در  شنبه بیستم تیر 1388ساعت 0:35  توسط MEKABIZ  | 

جمعه اي سبز سبز در سراسر دنيا براي تمامي ايرانيان

فردا همه ما سبز هستيم

راي ما

مهندس مير حسين موسوي



فردا يك جمعه متفاوت هست خيلي فكر كردم كه در اينباره چي بنويسم  اما هر بار به دلايلي نوشتم و پاك كردم و آخر سر تصميم گرفتم كه كوتاه و مختصر بنويسم اي تمام دوستاني كه اين مطلب را ميخوانيد حتما فردا راي بديد و شركت كنيد حتي شما دوستاي خوبم كه خارج از ايران هستيد و در هند تحصيل ميكنيد فقط دقايقي براي مردم و كشورتون و از همه مهمتر خودتون و خانواده خودتون وقت بگذاريد بچه هاي دانشجوي شهر حيدرآباد هم كه همگي آدرس كنسولگري رو بلد هستند با در دست داشتن پاسپورتشون و محض احتياط برگه ريجستر پليس و كارت دانشجويي به محل كنسولگري واقع در خيابان بانجارا هيلز خيابان شماره 10 (جنب سيتي سنتر) وارد خيابان كه شديد مستقيم تشريف بياريد تا تابلوي كنسولگري رو در سمت راست خيابان ببينيد كه سر يك كوچه قرار گرفته بعد وارد كوچه كه شديد انتهاي كوچه دست چپ باور كنيد كه فقط چند دقيقه زمان ميبره خود من بعد از دو دوره خاتمي و يك دوره مجلس ششم ديگه راي ندادم و در هيچ انتخاباتي شركت نكردم اما حالا ديگر سكوت و گوشه نشيني جايز نيست بايد به صحنه اومد پرقدرت هم اومد همه ما با هم و كنار هم . خود من بين اين دو نفر طرفدار كروبي هستم چون ميدونم كه تيم بسيار قدرتمندي داره اما من فردا به مهندس موسوي راي ميدم چون الان تمركز راي مردم بيشتر بر روي مهندس موسوي هست و كل كشور رو يك موج بزرگ سبز فرا گرفته در حال حاضر پس براي اينكه آنكس كه اصلا نميخواهم انتخاب بشود خدايي نكرده دوباره انتخاب بشود همراه با موج سبز ملت به مهندس موسوي راي خواهم داد از شما هم ميخواهم كه آگاهانه انتخاب كنيد تا بتوانيم اوضاع اسفناك حال حاضر كشور را هر چند كه كار مشكلي خواهد بود چون عمق فاجعه توي اين چهار سال گذشته بسيار عميق بوده دست در دست هم سر و ساماني بدهيم و از اين اوضاع وحشتناك حال حاضر كه در همه زمينه ها گرفتارش هستيم رها بشيم و نجات پيدا كنيم فقط و فقط در حال حاضر يك راه حل وجود داره اونم اينه كه همه ما همراه با اين موج عظيم سبز بشيم و به مهندس ميرحسين موسوي راي بديم مثل تمام اكثريت مردم ايران در جاي جاي دنيا پس  وعده ما فردا  همه با هم در پاي صندوقهاي راي گيري در سراسر جهان همصدا و يكدل

مهندس ميرحسين موسوي
سبز باشيد .

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388ساعت 23:12  توسط MEKABIZ  | 

زمان بازگشت و امتحانات

خب كم كم زمان برگشتن هم داره ميرسه انگار همين ديروز بود كه تازه اومدم ها ولي خب هفته ديگه بايد برگرديم اونم چه برگشتني ! به محض رسيدن بايد شب و روز درس بخونيم چون هفته بعدش امتحانات مهم ترم دوم رو در پيش داريم خدا به دادمون برسه چون اينجا كه نشد درست درس بخونيم بايد ببينيم تو اون يكهفته معجزه اي چيزي رخ ميده يا نه ! خدا كنه كه بده وگرنه كه ..... بگذريم آدم كه مياد خونه ديگه دلش نميخواد برگرده اونم هند كه اصلا جذابيتي كه نداره هيچ كلي هم دافعه داره ! ولي خب طاووس خواستيم و جور هندوستان هم واجب است ديگر . خب اين تعطيلات كه اصلا مثل پارسال نبود و زياد نچسبيد چون همش استرس امتحانات شب و روز دنبالم بود آخه چي ميشد اين انتخابات سال ديگه بود و امتحانامون رو ميداديم و با خيال راحت برميگشتيم خونه يا حداقل اين عقل كل ها يكم بهتر برنامه ريزي ميكردن زمان امتحانات رو . راستي طبق پيش بينيم كانديداي مورد نظرم بازم مثل هميشه رد صلاحيت شد و خب حالا بايد حسابي فكر كنم كه بين ميرحسين موسوي و كروبي به كدومشون راي بدم كه خب راي دادن منم موند واسه هند و كنسولگري ايران تو حيدرآباد البته اگه خواستم راي بدم . خب پس احتمالا يك چند وقتي وبلاگ به روز نميشه تا امتحانات تموم بشه البته احتمالا پس تا اونروز دعا برامون يادتون نره .

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت 17:32  توسط MEKABIZ  | 

من و انتخابات

تغييرات با

دكتر قاسم شعله سعدي

راه سوم ; نيروي سوم

آزادي ; مردم سالاري

www.sholehsadi.com

خب حدس ميزنم كه دوستانم كه وبلاگم رو ميخونند كمي متعجب بشن از اين مطلب چون اصلا اين وبلاگ تو اين حال و هواها سير نميكنه اما خب بد نديدم كه يك مطلبي هم من در اين باره بنويسم ديروز رسما ثبت نام كانديداهاي رياست جمهووري ايران به پايان رسيد و چهره مبارزان اصلي تا حدودي مشخص شد البته هنوز مرحله مهم و اصلي تاييد شوراي نگهبان باقي مانده ولي خب تنها كسي كه به صورت مستقل و با ديدگاهي متفاوت از ديگر كانديداها  پا به عرصه انتخابات گذاشته است از نظر من جناب آقاي دكتر شعله سعدي است ابتدا براي آشنايي بيشتر سوابق و گذشته ايشان را مرور ميكنيم :

دكترای علوم سياسى از دانشگاه پاريس

  سرپرست دفتر خدمات حقوقى بين المللى ايران در اروپا

  معاونت حقوقى دفتر خدمات حقوقى بين المللى ايران در لاهه

  استاد روابط بين الملل دانشكده حقوق و علوم سياسى دانشگاه تهران

  وکیل پایه یک دادگستري

  نماینده‌ی پیشین در دو دوره‌ی مجلس شورای اسلامي

و در ادامه زندگينامه ايشان :

بنام خدا 

زندگينامه دكتر قاسم شعله سعدى 

قاسم شعله سعدى در سال ١٣٣٣ در خانواده اى كشاورز در جوار آرامگاه سعدى در شهر علم و ادب, شيراز ديده به جهان گشود و دوران مدرسه را همراه با كار در مزرعه سپرى كرد. وقتى كه سه ساله بود پدرش با اتهامى ناحق روانه زندان شد و موقتا" از حضور پدر محروم ماند, بالاخره پس از گذشت ١٨ ماه مشاهده محاكمه پدر و مدافعات مؤثروكيل مدافع وى كه منجر به صدور حكم برائت گرديد, اولين جرقه را در ذهن او براى وكالت دادگسترى زد بدين ترتيب قاسم ٥/٤ ساله تصميم گرفت كه در آينده وكيل مدافع شود و اين رؤيايى بود كه به واقعيت پيوست. او كه از دانش آموزان موفق كلاس بود به محض اخذ ديپلم متوسطه در سال ١٣٥٢ از طريق آزمون سراسرى در رشته حقوق دانشگاه ملى ايران پذيرفته شد و در كمتر از سه سال موفق به اخذ دانشنامه ليسانس حقوق قضائى گرديد. شعله سعدى با رد پيشنهاد دادستانى انقلاب شيراز براى ادامه تحصيل باتفاق همسر و فرزند خود روانه فرانسه شد و مدرك فوق ليسانس خود را از دانشگاه حقوق پاريس در مدت يكسال اخذ و سپس به كسب دكتراى خود در سال ١٣٦٢ در رشته علوم سياسى از دانشگاه پاريس نايل گرديد و متعاقبا" در دوره دكتراى حقوق در دانشگاه حقوق پاريس ادامه تحصيل داد ونه تنها موفق به كسب پروانه وكالت پايه يك دادگسترى گرديد بلكه با تكيه به دانش حقوقى و تجارب ارزشمند حضور و دفاع در دادگاه هاى بين المللى و كسب مهارتهاى حقوقى بين المللى به عنوان يكى از برجسته ترين و موفق ترين وكلاء دادگسترى ايران شهرت يافت . 

شعله سعدى كه دفتر خدمات حقوقى بين المللى جمهورى اسلامى ايران در اروپا مركز پاريس را تأسيس نموده بود و مديريت آن را بعهده داشت, به دفاع از حقوق ملت ايران در محاكم بين المللى پرداخت و همزمان با قبول مسئوليت معاونت حقوقى دفتر مزبور در لاهه تلاش كرد با دفاع از حقوق ملت ايران در ديوان لاهه از تأ ثيرات زيانبار بيانيه ننگين الجزاير كه به دنبال اشغال سفارت آمريكا در ايران توسط بعضى از مديران اصلاح طلب امروز !! به مردم ايران تحميل شده بود بكاهد . 

شعله سعدى در اواخر سال ١٣٦٢ به ايران مراجعت و در دانشكده حقوق دانشگاه شيراز به تدريس حقوق بين الملل پرداخت. در همان حال در انتخابات مجلس دوم شركت نمود و با رأى گسترده مردم شيراز روبرو گرديد, ولى تقلبات وسيع در انتخابات مانع ورود او به مجلس شد . 

چهار سال بعد در انتخابات مجلس سوم شركت كرد و عليرغم تمهيدات مشترك جناح چپ و راست آن روز يا به اصطلاح محافظه كار و اصلاح طلب امروز وارد مجلس شد و به كمك همفكران خود فراكسيون مستقل ها را پايه گزارى كرد. گويى كه دريافته بود تفكر چپ و راست و اصلاح طلب و محافظه كار دو روى يك سكه هستند و كشور را به ورطه نابسامانى خواهند برد و لذا از همان زمان در مقابل آن دو جناح راه سومى را گشود كه در فراكسيون مستقل ها تبلور مى يافت . 

افشاگريهاى شجاعانه دقيق و صريح او به زودى چهره اى بيدار گر و تسليم ناپذير از او ارائه نمود و نطقهاى او به سكوت مرگبارى كه مجلس را فرا گرفته بود پايان داد فريادهاى شعله سعدى كه می گفت : 

شعار بر شعورمان پيشى گرفته . 

مشكل ما ارزنيست, عُرضه است. 

كارهاى بزرگ را بدست افراد كوچك سپرده ايم. 

چهار پنج ميليون ايرانى تحصيل كرده را عملا از كشور اخراج و بجاى آنها چهار پنج ميليون عراقى و افغانى وارد كشور كرده ايم 

آن آخوندى كه با پنج تومان منبر مى رفت اكنون بنز ١٥ ميليون تومانى از كجا آورده ؟ 

بجاى آنكه نيروى انتظامى و پرسنل اطلاعات ضابطين دادگسترى باشند دادگسترى ضابط آنان شده است . 

هنوز در گوش مردم ايران طنين انداز است . 

آرى مردم شيراز كه مواضع شعله سعدى را در مجلس سوم تجربه كرده بودند در مجلس چهارم نيز با آراى چشمگير خود مجددا" او را به مجلس فرستادند و البته به همان اندازه كه به محبوبيت شعله سعدى اضافه ميشد, به توطئه هاى گوناگون عليه او توسط محافل خودسر افزوده ميگرديد. 

محافل خودسر با تهيه طرحى خطرناك از يك طرف توسط عوامل خود تلاش كردند اعتبار نامه شعله سعدى در مجلس رد شود, از طرف ديگر با تعقيب قضايى او به اتهام اقدام عليه امنيت كشور وى را تا چند قدمى اعدام بردند. حزب الله قم نيز تهديد نمود كه چنانچه اعتبار نامه شعله سعدى در مجلس تصويب شود, طلبه هاى قم مى آيند و او را از مجلس بيرون مىكنند. اما به لطف خداوند همه توطئه ها به شكست انجاميد و شعله سعدى كه با مفهوم ترس بيگانه بود, در مجلس چهارم مواضع گذ شته خود را ادامه داد اولين بار او بود كه گفت در قانون اساسى موارد متضاد وجود دارد و گفت در زمان گذشته از شاه نمى ترسيده و در زمان آيت الله خمينى نيز از او نترسيده و اكنون از آقاى خامنه اى نمى ترسد. اگر چه اين مواضع سبب شد كليه نمايندگان فارس طى اطلاعيه اى رسمى او را محكوم كنند و در مجلس به برخورد فيزيكى تهديد شود و هم چنين امام جمعه شيراز و بخش عظيمى از روحانيت كشور عليه او بسيج شوند و در نماز جمعه هاى تهران و شيراز عليه او شعار مرگ سردهند و راهپيمايى هايى عليه او برگزاركنند و حتى گروه انصار حزب الله به سر كردگى حاج بخشى به مجلس آمدند تا او را از پاى در آورند اما شعله سعدى چون بنيانى مرصوص پايدارى کرد و با افشاىهرچه بيشتر نامردمى ها رسالت مردمى خود را ايفا نمود . 

آرى او باز هم فرياد زد اين چه معنى دارد كه از وزارت اطلاعات تا حوزه علميه , ... , به تجارت , كارخانه دارى و معدن دارى مشغولند ؟!!!!! گوئى ميدانست كه سربازان گمنامى كه به تجارت روى آورده اند از تجارت به آدم كشى كشيده خواهند شد و فاجعه نفرت انگيز قتل هاى زنجيره اى را بوجود خواهند آورد. بهر حال وى با علم به اينكه اين مواضع محافل خود سر و روحانيت ذينفع را عليه او تحريك خواهند كرد, به اين شيوه عمل مى نمود زيرا به درگاه خداوند و نزد مردم تعهداتى داشت كه ايفاى آن تعهدات جز با استقبال از مرگ ميسر نمى شد و با لاخره با دخالت عوامل خود سر و از طريق احمد جنتى دبير شوراى نگهبان و همكارانش صلاحيت او رد شد تا از ورود مجدد او به مجلس جلوگيرى شود و خواب آنها با نطقهاى آتشين او آشفته نشود البته محافل خود سر تنها به رد صلاحيت وى بسنده نكردند و در چندين اقدام مذبوحانه براى ترور شعله سعدى تلاش كردند و بالاخره , افشاى قتل هاى زنجيره اى موقتا پروژه ترور او را متوقف نمود . 

شعله سعدى كه از سال ١٣٦٢ در دانشكده حقوق دانشگاه شيراز به تدريس حقوق بين الملل پرداخته بود, با دانشگاه تربيت مدرس و سپس دانشگاه تهران همکارى و در گروه آموزشي روابط بين الملل دانشكده حقوق و علوم سياسى دانشگاه تهران بصورت معلم رسمي به تدريس دروسى از قبيل مديريت بحرانهاى بين المللی و استراتژى قدرتهاى بزرگ ادامه داد و حتى در دوره ٨ ساله نمايندگى مجلس تدريس را رها نكرد . 

فعاليتهاى او در امر كشت و زراعت از وى كشاورزى موفق ساخته و حضور او در صحرا روحيه اى بى باك به او بخشيده است . 

پيوند شعله سعدى با شاعر گرانقدر ايران شيخ اجل سعدى قريحه شاعرى او را پرورش داده اگر چه بسيارى از اشعار او كه متضمن نقد اوضاع اسفبار سياسى مى باشد امكان انتشار نيافته است . 

شعله سعدى تلاش ميكرد از طريق اصلاحات مطالبات مردم برآورده شود, ولى چون دريافت كه نه آقاى خاتمى توان اين مبارزه را دارد و نه مديران جنبش اصلاح طلب- كه البته در مواردى از پيشتازان زورمدارى و فاشيسم بوده اند- صلاحيت چنان مديريتى را دارند و نه ساختار قدرت اجازه تحقق آنرا مى دهد, اولين كسى بود كه با طرح تئورى مرحوم اصلاحات خبر از شكست جنبش اصلاح طلب ايران داد وبراي نجات كشور تولد راه سوم و نيروى سوم را اعلام نمود .


و در ادامه نامه سرگشاده ايشان به رهبر رو ميبينيم  :

به نام خدا

  نامه ايست سرگشاده

  به جناب حجة الاسلام آقاي علي خامنه اي

  از بنده خدا قاسم شعله سعدي

سپاس بيكران خداي را كه به انسان نه فقط به اندازه توانستن، كه به قدر دانستن مسئوليت داد و درود بر پيامبر رحمت و سلام بر علي (ع) اسوه عدالت و درود بر حسين رب النوع غيرت. اجازه فرمائيد با تأسي به مولايم علي (ع) بدون لكنت زبان با شما سخن گويم. ١ ـ قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران در١٢/٩/۱۳۵۸ بتصويب ملت ايران رسيد و بموجب اصول ٥ و ۱۰۷ و ۱۰۹ آن كسي كه از طرف اكثريت مردم به مرجعيت و رهبري شناخته و پذيرفته ميشد مسئوليت رهبري را عهده دار ميگرديد و چنانچه هيچ فقيهي چنان اكثريتي را بدست نمي آورد، خبرگان رهبري منتخب مردم، اعضاء شوراي رهبري يا شخص رهبر را از بين مراجع و حائزين شرايط مندرج در اصول سه گانه فوق الذكر برميگزيدند، بنابراين رهبر اولاً مي بايست الزاماً حائز شرايط مرجعيت باشد و ثانياً ابتدائاً توسط اكثريت مردم به مرجعيت و رهبري شناخته و برگزيده شده باشد كه در آنصورت خبرگان را محلي از اعراب نبود، و چنانچه چنين اكثريتي حاصل نميشد آنوقت خبرگان ميتوانستند اعضاي شوراي رهبري يا رهبر را آنهم منحصراً از بين مراجع و حائزين شرايط مندرج در اصول٥ و ۱۰۷و۱۰۹ برگزينند. امام خميني چهل روز قبل از فوت دستور بازنگري در قانون اساسي را صادر كردند ولي قبل از آنكه بازنگري انجام شود و مصوبات هيئت بازنگري به تصويب ملت ايران برسد، در ١٤/۳/١٣٦٨ فوت نمودند و چون در آنروز نه بازنگري انجام شده بود و نه تبعاً بتصويب ملت رسيده بود لذا كماكان قانون اساسي مصوب ١٢/٩/۱۳۵۸ ملت ايران بي كم و كاست معتبر و لازم الاتباع بود كه بموجب اصول سه گانه ياد شده آن رهبر مي بايست داراي همه شرايط مربوطه و از جمله شرط مرجعيت مي بود و اگر فرض كنيم كه اكنون جنابعالي به مرجعيت ديني رسيده باشيد قطعاً در آن تاريخ يعني ١٤/٣/١٣٦٨ يعني روز فوت امام و انتصاب جنابعالي به عنوان رهبر توسط خبرگان، حضرتعالي فاقد شرايط مرجعيت بوديد. لذا سئوال اينستكه چگونه راضي شديد برخلاف نص صريح قانون اساسي چنين مسئوليتي را بپذيريد؟ اگر پاسخ اينست كه امام خميني با تأييد شما به عنوان رهبر مسأله را حل كرده است، ضمن تشكيك در چنان امري، يادآور مي شوم كه اولاً امام خميني اختيار نصب جانشين براي خود نداشت، ثانياً امام خميني حق نداشت از قانون اساسي تخلف كند و شرايط رهبري مندرج در قانون اساسي را ناديده بگيرد و ثالثاً در پاسخ به نامه نمايندگان مجلس سوم كه خود افتخار عضويت آنرا داشتم، امام خميني گفتند «اگر تاكنون از قانون تخلفي شده بخاطر جنگ و مسائل خاص بوده و از اين پس بنا دارد در چهارچوب قوانين كشور اداره شود» (نقل به مضمون) لذا امام خميني نه اختيار نصب جانشين خود را داشته نه حق تخلف از قانون را داشته و نه بنا داشته كه از قانون تخلف كند. ٢ ـ با آنكه امام خميني گفته بود فقيه عاليقدر آية الله منتظري به نظام و حوزه هاي علميه گرمي دهد و نظام از نظرات ايشان برخوردار باشد چند سال است كه بدون هيچ حكم قانوني ايشان در منزل خود زنداني ميباشند و عملاً مردم، نظام و حوزه هاي علميه از نظرات معظم له محروم مي باشند و من شخصاً به دليل عدم دسترسي به ايشان در جستجوي يك مرجع ديني ديگر هستم و شنيده ام كه جامعه روحانيت مبارز و جامعه مدرسين حوزه علميه قم جنابعالي را هم در عداد ديگر مراجع قرار داده اند و من ترجيح ميدهم چنانچه واقعاً شما واجد شرايط مرجعيت و از جمله شرط اعلميت و اعدليت باشيد شما را برگزينم اما به دو دليل در مورد شما ترديد دارم، اول بخاطر نامه مورخ٤/٢/١٣٦٨ امام خميني به شما در خصوص بازنگري قانون اساسي كه جنابعالي را «حجة الاسلام» خطاب كرده بود و من كه ميدانم از يكطرف بين مرتبه «حجة الاسلامي» و «مرجعيت» فاصله بسيار زيادي وجود دارد و براي نيل به مرجعيت نياز به سالها تلمذ و تتبع و تحقيق... ست و از طرفي به دليل اشتغالات حساس مهم و بزرگ، قاعدتاً نبايد جنابعالي توفيق چنان فرصتي را بدست آورده باشيد، و دوم بخاطر معرفين شما كه جامعه روحانيت مبارز و جامعه مدرسين حوزه علميه قم بوده اند كه در بسياري از موارد اعضاء اين دو تشكل يكي هستند و نيز پيوند آنها با كانون هاي قدرت و از جمله شخص جنابعالي اين شائبه را ايجاد كرده كه خداي ناكرده با ملاحظه پيوندهاي خاص سياسي در معرفي شما اقدام كرده باشند. لذا اگر در اين خصوص راهنمائي فرمايند تا رفع ترديد شود سپاسگزارم و معرفي چند نفر از اساتيد بزرگي كه بعد از ١٣٦٨افتخار شاگردي آنها را داشته ايد ميتواند درين خصوص مؤثر باشد. اكنون با فرض اينكه پاسخ و راهنمائي هاي حضرتعالي در مورد ٢ سئوال مطرح شده اقناع كننده باشد اجازه ميخواهم در مورد عملكرد جنابعالي در دو بخش كلي سياست خارجي و سياست داخلي به طرح سئوال بپردازم. الف ـ سياست خارجي ١ ـ شما خود ٣ اصل عزت و حكمت و مصلحت را براي تنظيم سياست خارجي اعلام نموديد و لابد تركيب مناسبي از اصول ياد شده ميتواند در سمت دهي سياست خارجي مؤثر باشد. آيا تركيب آنها در مورد آمريكا قابل اجرا نيست؟! ٢ ـ بسياري از شخصيتهاي نظام در خصوص مسائل جهاني و آمريكا به شما مطالبي گوشزد نموده اند از جمله آقاي دكتر رجائي خراساني طي مكتوبي كه با حضور من تقديم شما نمودند مطالبي را بيان نمودند از جمله اينكه گفتند اكنون شما ميتوانيد شرايطي براي مذاكره و برقراري رابطه با آمريكا تعيين كنيد و اگر از فرصت استفاده نكنيد با از دست دادن فرصت، بعداً آمريكا براي شما شرايط تعيين مي كند، سئوال من اينستكه با گذشت نزديك به ١٠ سال از آن تاريخ و اتخاذ مواضعي توسط آقاي بيل كلينتون و مادلين آلبرايت مبني بر انتقاد از عمكرد گذشته آمريكا در قبال ايران، از فرصتهاي نسبي بدست آمده چه استفاده هائي براي تأمين منافع ملي كرده ايد؟ ٣ ـ كسانيكه الفباي سياست را مي دانند، سياست را بازي و سياستمداران و رهبران و دولتها را بازيگر مي نامند و كار آنها را بازيگري، اگر اين عبارات درست باشد، بازي كردن با دشمن براي دفاع از منافع ملي وظيفه و هنر حكام و حكومتهاست و بديهي ست كه انجام اين وظيفه و هنر نياز به مهارت دارد لذا آيا بهتر نيست براي دفاع از منافع ملي در خصوص آمريكا بجاي پاك كردن صورت مسئله و منع مذاكره كه شايد ناشي از ضعف دستگاه ديپلماسي و عدم مهارت ديپلماتها و بازيگران جمهوري اسلامي ايران و يا ناشي از ترس «طرح حجم عظيمي از مطالبات و ادعاها» توسط آمريكا باشد، به كسب مهارت ديپلماتيك و ارتقاء توان بازيگري همت گماشت؟ آيا قرارست بازيگران فقط با دوستان بازي كنند؟! و از بازي با دشمنان عاجز باشند؟ و اگر چنين ست آيا دولتهائي مثل انگلستان اول دوست شده اند و سپس روابط با آن برقرار شده؟! آيا اصول سه گانه عزت حكمت و مصلحت فقط در مورد دوستان قابل اعمال ست و در خصوص دشمنان فاقد اعتبار و كارآئي هستند؟ ٤ـ آيا اينهمه توهين به بخش عظيمي از مردم ايران و بسياري از دلسوزان دگرانديش كه جرمشان فقط اينستكه سياستهاي شما را در خصوص آمريكا منطبق با منافع ملي ايران ارزيابي نمي كنند ناشي از توهم توطئه نيست؟ آيا استعمال واژه هائي از قبيل بي غيرت، احمق، مرعوب... موجب وهن ادبيات سياسي ملت ايران كه در تاريخ فرهنگ و تمدن جهاني داراي مرتبه والائي بوده نمي شود؟ و به شخصيت خود شما آسيب نمي رساند؟ ٥ ـ شما به درستي موضعگيري رئيس جمهور آمريكا را كه گفته بود «كشورها يا با ما هستند يا با تروريستها» مورد اعتراض قرار داديد و گفتيد ايران نه با شما هست نه با تروريستها و لذا شق سومي قابل تصورست كه يك كشور نه طرفدار آمريكا باشد و نه طرفدار تروريستها. چگونه شما اين منطق خود را قبول نداريد و ميگوئيد كسانيكه از مذاكره با آمريكا دفاع مي كنند يا الفباي سياست نمي دانند يا الفباي غيرت! آيا در منطق شما هم شق سومي قابل تصور نيست؟ و آيا ممكن نيست كسي هم الفباي سياست بداند هم غيرتمند باشد و هم در عين حال با سياست شما در مورد آمريكا كاملاً مخالف باشد؟ و آنرا منطبق با منافع ملي ايران ارزيابي نكند؟ آنچه به شخص من مربوط ميشود علاوه بر بيش از ٣٠ سال زندگي و كار سياسي داراي بالاترين مدرك علمي در سياست هستم و اين براي دانستن الفباي سياست كافي ست و آنچه مربوط به غيرت من ميشود سراپاي وجودم را غيرت فرا گرفته آنهم غيرتي حسيني و بهمين دليل ست كه عليرغم پيش بيني خطرات عظيم ناشي از ناخشنودي احتمالي شما از اين سطور كه ممكن ست منجر به بريدن سر من توسط محافل خودسر شود غيرتم اجازه نداد در برابر توهين شما سكوت كنم و لذا عليرغم آن خطرات اعلام مي كنم هم الفباي سياست مي دانم هم الفباي غيرت و هفت شهر غيرت را و نه فقط هفت شهر عشق را گشته ام و هم با سياست شما در خصوص آمريكا كاملاً مخالفم و آنرا در چهارچوب منافع ملي ايران ارزيابي نمي كنم. همانطور كه طبق نظرسنجي هاي به عمل آمده توسط مؤسسات عمومي جمهوري اسلامي كه صحت آنها مورد تأكيد مجلس شوراي اسلامي و وزارت ارشاد قرار گرفته، حدود سه چهارم مردم ايران سياست امريكايي شما را رد مي كنند و مذاكره با امريكا را تأييد مينمايند، در حالي كه طبق نظر شما اين سه چهارم مردم ايران يا الفباي سياست نمي دانند يا الفباي غيرت و اين در حالي است كه جهانيان هوش سياسي و غيرت ملي ايرانيان را مورد تأكيد قرار ميدهند اما شما كه مديريت اين ملت را قبضه كرده ايد آنها را بي سياست و يا بي غيرت ميدانيد. چگونه ممكن است از يك طرف شما اكثريت سه چهارم ملت را بي غيرت و يا بي سياست بشناسيد و در عين حال به مديريت خود بر همين مردم بزعم شما بي غيرت و يا بي سياست ادامه دهيد و اگر نظر شما درست نباشد كه البته نيست و آنچنان كه ما معتقديم اين مردم در عين برخورداري از مرتبه بالايي از غيرت ملي و هوش سياسي مذاكره با امريكا را تأييد ميكنند كه در اينصورت اين امر چيزي جز مخالفت آشكار با سياست هاي شما نيست و در چنين فرضي نيز ادامه مديريت شما منطقاً، قانوناً، شرعاً و اخلاقاً مجاز نيست. ٦ ـ راستي شما نمي دانيد طبق اصل٣٩ قانون اساسي حتي هتك حرمت و حيثيت كسي كه به حكم قانون دستگير و بازداشت و زنداني يا تبعيد شده باشد بهر صورت كه باشد ممنوع و موجب مجازات ست چه رسد به دلسوزان كشور كه هدفي جز دفاع از منافع ملي اين مملكت ندارند؟! چگونه بخود اجازه مي دهيد به كسانيكه نظر شما را برنمي تابند اينهمه توهين روا داريد؟! ٧ـ آيا جنابعالي وقوع يك جنگ جديد را مغاير اهداف و برنامه هاي نظام ارزيابي نمي كنيد؟ البته اگر منافع ملي ايران ايجاب كند كه با هر كشوري و از جمله آمريكا وارد يك جنگ تمام عيار هم شويم من آمادگي خود را از هم اكنون براي حضور در جبهه جهاد و شهادت اعلام مي كنم اما خاطره ناخوشايندي در جنگ تحميلي عراق عليه ايران و دوران دفاع مقدس مرا آزار مي دهد و آن خاطره اينستكه درست در زماني كه هزاران برادر ديني و ميهني ام در كنار برادرم شهيد اصغر شعله سعدي شعر بلند جهاد و شهادت را در جبهه ها مي سرودند، خواهر مكرمه جنابعالي به دشمن بعثي صيهونيستي عراق پناهده شدند و متأسفانه به منزلت و موقعيت جنابعالي لطمه زدند دلم نمي خواهد در صورت وقوع يك جنگ جديد تكرار اين قبيل مسائل به حيثيت حضرتعالي خداي ناكرده لطمه وارد كند. ٨ ـ لابد استحضار داريد كه ملت بزرگ ايران مار گزيده است و از ريسمان سياه و سفيد مي ترسد و حق دارد از وقوع يك جنگ جديد نگران باشد. آيا صلاح نميدانيد در چند مورد به آنها اطمينان دهيد تا رفع نگراني شود؟ از جمله آنكه ملت اطمينان يابد كه حكومت در جنگ فقط «مأمور به تكليف» نيست بلكه «مأمور به نتيجه» نيز مي باشد يعني حكومت مسئوليت نتيجه جنگ را مي پذيرد. ديگر آنكه حافظه تاريخي ملت با مواضع متغير آسيب نبيند زيرا دهها خاطره از مواضع متغير حكومت حافظه ملت ما را آزرده اند از جمله آنكه گفته ميشد اگر صدام دست به دريا بزند دريا نجس ميشود و اگر با صدام صلح كنيم جواب پيامبر اكرم را چه بگوئيم؟ جواب قرآن را چه دهيم؟ و اگر اين جنگ ٢٠ سال هم طول بكشد، ايستاده ايم... بالاخره با صدام صلح كرديم. يا وقتي كه فاجعه مكه رخ داد گفتيم اگر از صدام هم بگذريم از آل سعود نخواهيم گذشت ولي بعداً عربستان تبديل شد به بال اسلام و يا در مورد اشغال سفارت آمريكا در ايران و به گروگان گرفتن ديپلماتها و پرسنل سفارت آمريكا كه آنها را تهديد به محاكمه مي كرديم وقتي كه فرصتهاي طلائي را از دست داديم و در آستانه آغاز به كار آقاي ريگان بيانيه ننگين الجزائر را پذيرفتيم. ٩ ـ البته توقع ندارم كه در خصوص جنگ شما هم مانند من فكر كنيد چون من فقط الفباي سياست را مي دانم و حضرتعالي علامه هستيد. من هيچ جنگي را رحمت نمي دانم از جمله جنگ تحميلي عراق عليه ايران را كه بقول آقاي رفسنجاني كه خود مسئول بسياري از بدبختي هاي ملت و نابساماني هاي كشور و نيز يكي از مسئولين ادامه جنگ بعد از فتح خرمشهر مي باشد و بايد پاسخگوي عملكرد خود در قبال ملت مظلوم ايران باشد، اين جنگ «١٠٠٠ ميليارد دلار خسارت مادي داشت» و خسارات غيرمادي آن قابل ارزيابي نيست و هنوز هزار هزار شهيد گرانقدر كشف و تشييع و دفن مي كنيم. اگر امروز اسرائيل چنان جناياتي در سرزمين هاي اشغالي مرتكب مي شود يكي از دلائل آن متلاشي شدن دو قدرت بزرگ منطقه خاورميانه و صدماتي كه دو ارتش بزرگ جهان اسلام متحمل شدند، مي باشد. و اگر امروز ميليونها مرد و زن ما دچار تباهي و فقر و فساد شده اند لااقل بخشي از آن معلول جنگ و آثار آن است لذا من اصلاً جنگ را رحمت نمي دانم ولي براي حضور در جنگ لازم نيست كه حتماً آنرا رحمت بدانند بلكه بخصوص بازيگران سياسي در بسياري از موارد عليرغم ميل خودشان ناچار به انتخاب و اقدام هستند بهرحال چنانچه حضرتعالي نظر ديگري راجع به جنگ داريد آن نظر محترم است و اگر فكر مي كنيد كه چنان جنگي قطعاً رخ نخواهد داد كه ما نيز چنين آرزو مي كنيم، ولي يادآوري اين نكته بي فايده نيست كه حتي در زمان جنگ سرد و وجود سيستم دو قطبي جهان تعارض ابرقدرتها مانع وقوع جنگ ٨ ساله تحميلي نشد و نيز اخيراً حكامي مانند ملا محمد عمر، ميلوسويچ و صدام نه تنها خود را با مسائل پيچيده و تعقيب بين المللي مواجه كردند بلكه مهمتر از آن ملت و كشور خود را در معرض جنگهاي ويرانگر قرار دادند البته من از درايت شما در جلوگيري از تحميل يك جنگ ديگر در زمان حمله آمريكا به عراق در١٩٩٠ تقدير مي كنم بخصوص كه دوستاني مانند جناب آقاي خاتمي و جناب آقاي محتشمي پور در آن زمان بي طرفي ايران را برنمي تابيدند و اگر اشتباه نكنم ظاهراً طرفدار دخالت ايران در جنگ عليه آمريكا و له عراق بودند. ١٠ ـ چنانچه امكان پذير باشد تدبيري اتخاذ فرمائيد كه منافع ملي ايران با منافع ايدئولوژيك در تعارض قرار نگيرند زيرا تعارض ايندو عموماً به ضرر منافع ملي تمام مي شود. مثلاً در مورد افغانستان سالها بخاطر منافع يا احساسات ايدئولوژيك براي دفاع از گروههاي جهادي در مقابل ارتش سرخ و ابرقدرت جهنمي شرق هزينه پرداختيم و چه حمايتها كه از آقاي رباني و حكمتيار... نكرديم و چه پاسخ ها كه توسط سام ها و ميگ هاي شوروي سابق در جبهه هاي جنگ تحميلي عراق عليه ايران دريافت نكرديم و عاقبت هم نتيجه كار را در تشكيل دولت موقت افغانستان ديديم اگر چه بعضي از دوستان جنابعالي حسرت فقدان امنيت طالباني را در دل داشتند ولي بهر حال طالبان سقوط كردند و آقاي كرزاي را شما خود به حضور پذيرفتيد. ١١ ـ در مورد فلسطين كه البته يك سرزمين اسلامي ست و ملت مسلمان آن بيش از نيم قرن در آوارگي و مشقت بسر مي برند آيا لازم ست تا اين حد با سرنوشت ملت ما گره بخورد؟ آيا بين مسلمان چچن و هند و فلسطين تفاوت هست؟ مگر مسلمانان چچن توسط ارتش روسيه سركوب نشدند؟ چرا منافع ايدئولوژيك ايجاب نكرد كه به حمايت مجدانه از آنها برخيزيم؟ ضمناً آنچه با الفباي سياست استنباط مي شود اينستكه در حذف آقاي ياسر عرفات، بين سياستهاي آريل شارون، شما و جورج بوش چندان تعارضي نيست. اگر چنين استنباطي صحيح ست چرا بايد اين همسوئي يا لااقل عدم تعارض برقرار باشد؟ ١٢ ـ آيا زمان آن نرسيده كه در انتخاب متحدان استراتژيك تجديد نظر كنيم؟ تا آنجا كه ما ميدانيم (البته در حد الفباي سياست) دولتهاي سوريه و روسيه و لبنان و سودان از متحدان استراتژيك ما محسوب مي شوند و فعلاً لبنان را مورد بحث قرار نمي دهم و سودان نيز با حدود چهار صد ميليون دلار بدهي ظاهراً بلاوصول به ايران مورد نظر نيست تنها در مورد سوريه و روسيه سئوال ميكنم. سوريه از اول انقلاب تاكنون از حمايتهاي بيدريغ ايران چه از نظر مادي و چه از نظر معنوي و سياسي برخوردار بوده و عموماً در مجامع بين المللي عليه ايران موضعگيري مي نمايد. موضع اخير آن در اجلاس بيروت كه هم از ادعاي امارات در خصوص جزائر سه گانه ايراني در خليج فارس حمايت كرد و هم با رد حمله آمريكا به يك كشور عرب! و نه مسلمان تلويحاً از حمله آمريكا به ايران به جاي عراق پشتيباني نمود... و روسيه نيز كه تعهدات خود راجع به نيروگاه بوشهر را به اتمام نمي رساند و ازين رهگذر هم از غرب ارتزاق مي كند و امتياز مي گيرد و هم از ايران و بالاخره در درياي خزر ضمن امضاء قرارداد دوجانبه راهي را گشود كه نتيجه قهري آن كاهش سهم ايران در درياي مازندران است و با اعلام مانور نظامي در واقع نشان داد كه حرف اصلي را درين منطقه روسيه مي زند. آيا داشتن چنين متحدان استراتژيكي ما را از داشتن دشمن بي نياز نمي كند؟! ١٣ ـ آيا انتقال انرژي بخشي از آسياي ميانه از طريق آذربايجان و جيحان و انتقال انرژي بخش ديگري از آن از طريق تركمنستان، افغانستان، پاكستان و دور زدن ايران و محروم نمودن جمهوري اسلامي ايران كه مسير كوتاه، ارزان، اقتصادي و اصلي بود معلول سياستهاي خود شما نيست؟ آيا پاسخ اينهمه ضرر و عدم النفع را چه كسي ميدهد؟ آيا عدم حمايت بين المللي از ايران ما را در خصوص حاكميت بر جزائر سه گانه در خليج فارس با مشكل مواجه نمي‌كند؟ ب ـ سياست داخلي ١ ـ آيا اصل ١٥٩ قانون اساسي را كه مقرر ميدارد تشكيل دادگاهها و تعيين صلاحيت آنها منوط به حكم قانون ست را مطالعه فرموده ايد؟ و آيا اصل ١١٠ قانون اساسي كه اختيارات رهبر را احصاء نموده بررسي فرموده ايد؟ اگر آري با چه مجوز قانوني يك دستگاه عريض و طويل به عنوان دادسرا و دادگاه ويژه روحانيت ايجاد كرده ايد؟ و آيا شما ميدانيد كه دادگستري گوش بفرمان حتي نظر شما را به مثابه قانون آنهم قانون جزا تلقي ميكند و مخالفين نظر شما را مجرم مي شناسد؟ و تهديد به تعقيب آنها مي كند؟ براي نمونه اطلاعيه مورخ ٤/٣/١٣٨١ دادگستري تهران كساني را كه برخلاف نظر شما دم از مذاكره با آمريكا بزنند به عنوان متهم قابل تعقيب كيفري و مصداق ماده٥٠٠ قانون مجازات اسلامي مي شناسد در حاليكه شما طبق ذيل اصل ١٠٧ قانون اساسي بايد در برابر قوانين با ساير افراد كشور مساوي باشيد يعني نه تنها مافوق قانون اساسي نيستيد و نه تنها مافوق قانون عادي هم نيستيد بلكه مثل ساير شهروندان اين كشور بايد تابع قانون باشيد. پس چرا با اين شيوه هاي ديكتاتورپرور مبارزه نمي كنيد؟ آيا سكوت شما در برابر اين امور تنفيذ و تأييد آن تلقي نمي شود؟! ٢ ـ مگر شما نفرموديد كه تضعيف مجلس جايز نيست؟ آيا دخالتهاي رسمي شما در امر قانونگذاري مهمترين عامل تضعيف مجلس نيست؟ شما با تجويز كدام اصل قانون اساسي به مجلس نامه نوشتيد و نمايندگان را از قانونگذاري در مورد مطبوعات منع كرديد؟ شما ميدانيد كه شوراي نگهبان حضرتعالي را عين موازين شرع تلقي مي نمايد و مصوبات مجلس را بعضاً به علت مغايرت با نظر شما رد مي كند؟ آيا واقعاً شما و نظر شما موازين شرع هستيد؟ حضرتعالي به تجويز كدام قانون در امر انتخاب حقوقدانان شوراي نگهبان دخالت نموديد؟ آيا اين امر واقعاً معضل نظام بود؟ و اگر هم معضل تلقي ميشد آيا برانگيختن مخالفت بيش از دو سوم نمايندگان منتخب مردم در مجلس تدبير شما را زير سئوال نبرد؟ آيا اينگونه حل معضل مي كنند؟ آيا راي منفي بيش از دو سوم نمايندگان در واقع راي منفي به نظر و تدبير شما نبود؟ ٣ـ احتمالاً استحضار داريد كه مجلس خبرگان به دليل فقدان يك انتخابات كاملاً دموكراتيك و آزاد و توام با رقابت كامل و نيز به دليل اعمال نظارت استصوابي توسط فقهاي شوراي نگهبان كه منصوب جنابعالي هستند و نيز به دليل آنكه اكثريت اعضاي آن عملاً ائمه جمعه و نمايندگان حضرتعالي در ارگانهاي مختلف هستند و ازين نظر حقوق بگيران حضرتعالي به حساب مي آيند عملاً قادر نيستند بر شما و شرايط شما و استمرار شرايط شما نظارت واقعي كنند مع الوصف ظاهراً جنابعالي آنها را از نظارت بر امور سياسي و امور نيروهاي مسلح هم منع كرده ايد و اگر اين مراتب درست باشد آيا چنين امري بر جايگاه خود شما لطمه نمي زند؟ ٤ ـ حضرتعالي به جناب آقاي احمد جبريل بخاطر شهادت فرزند گرانقدرشان تسليت گفتيد آيا انتظار يك تسليت به خانواده شهداي قتل هاي زنجيره اي كه بدست محافل خودسر كه بهر حال از عناصر نهادهاي رسمي جمهوري اسلامي ايران كه نهايتاً تحت مسئوليت جنابعالي هستند صورت گرفت يك انتظار بي جاست؟ آيا اين تسليت پاسخي به شايعات مبني بر آمريت خود شما در آن قتل هاي نفرت انگيز نبود؟ ٥ ـ جنابعالي از بدو جنبش اصلاح طلب ايران با آن سرسختانه مخالفت كرديد. مطبوعات مستقل را پايگاه دشمن خوانديد و دادگستري گوش بفرمان بصرف موضعگيري شما حجة را بر خود تمام ديد و مبادرت به بستن فله اي آنها نمود. در مورد جنبش دانشجوئي هم فرموديد حسيني عمل مي كنم و بر سرنوشت دانشجويان و جنبش دانشجوئي آن رفت كه مي دانيد و هيچكس هم جرأت نكرد بپرسد مگر دانشجويان مظلوم ما كه ٤٠% رزمندگان اسلام و درصد بالائي از آنها را خانواده هاي ايثارگران و فرزندان معظم شاهد تشكيل ميدهند يزيدي بودند كه شما در برابر آنها حسيني عمل كنيد؟ مجلس اصلاحات را هم به منفعل ترين شكل ممكن درآورديد و علاوه بر موانع متعدد بر سر راه قانونگذاري آن و نفي مصونيت پارلماني و تعقيب و محكوميت و بازداشت بعضي از نمايندگان اخيراً به صراحت تهديد كرديد كه در مقابل رئيس جمهور و نمايندگان مجلس مي ايستيد. مگر رئيس جمهور و نمايندگان مجلس با رأي مستقيم اكثريت قاطع مردم ايران انتخاب نشده اند؟ مگر آنها تبلور ملت ايران نيستند؟ و مگر مقابله با آنها مقابله با ملت بزرگ ايران تلقي نمي شود؟ آيا شما در مقابل ملت عظيم الشأن ايران مي ايستيد؟ اينست سزاي ملتي كه بيش از 23 سال سنگر جهاد و تحمل را رها نكرده است؟ اينست معني مردم سالاري ديني؟ اينست معني آزادي در شعار محوري استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي؟ ٦ ـ حضرتعالي بر مبارزه با فساد اقتصادي در مقام سخن تأكيد ميفرمائيد ولي آيا فساد نتيجه سيستمي كه بوجود آورده ايد نيست؟ آيا نميدانيد چه كساني از نزديكان شما و از اعضاء دفتر خود شما در اين مسأله متهم هستند؟ آيا نمي دانيد آقازاده ها به اتكاء قدرت حاجي آقاهايشان كه پست هاي كليدي در شوراي نگهبان، مجلس خبرگان، قوه قضائيه، مجمع تشخيص مصلحت... را اشغال كرده اند بر سر اقتصاد اين كشور چه آورده اند؟ و آيا نميدانيد كه حاجي آقاها بعضاً دست كمي از آقازاده هايشان ندارند؟ آيا نمي دانيد تمديد حكم آقاي رفيق دوست توسط جنابعالي در بحبوحه رسيدگي به پرونده اختلاس١٢٣ ميليارد توماني و در حاليكه هنوز مدت مأموريت وي تمام نشده بود به معني حمايت از ايشان و اصولاً به معني چراغ سبز براي اين امور تفسير مي شد؟! و خود شما سالانه صدها ميليارد درآمد نهاده هاي عمومي مانند ستاد اجرائي فرمان امام، بنياد مستضعفان... را بدون اينكه مجلس يا دولت بر درآمدها و هزينه ها كوچكترين نظارتي داشته باشند و كمترين اطلاع رساني به مردم ارائه شود هزينه مي كنيد و جنابعالي كه در پاسخ آية اله طاهري فرموديد هر كس مبارزه با فساد را از خود و از نزديكان خود شروع كند آيا اين نسخه اي را كه نوشته ايد در مورد خود شما قابل اجرا نيست؟ و آيا بهتر نيست حضرتعالي گزارشي كامل از درآمد و هزينه هاي مزبور را به اطلاع ملت رشيد ايران برسانيد؟ ملتي كه امكانات يك قاره را دارد اما بخش عظيمي از مردمش زير خط فقر زندگي مي كند و جوانانش كه سرمايه هاي ارجمند فكري اين كشورند گروه گروه به «ديار كفر» پناه مي برند و در مسير اين پناهندگي طعمه هزاران مصيبت از غرق شدن در رودخانه ها تا منجمد شدن در كانتينرهاي سردخانه اي ميشوند و ثروت آنها در خوشبيتانه ترين فرض ها در اختيار سوريه، سودان، حماس، سيد حسن نصراله، حكمتيار... قرار گرفته. راستي مسئول فرار اين مغزهاي گرانقدر كيست؟ بگذريم از فرار سرمايه ها كه خود حديث غم انگيز ديگري ست! ٧ ـ آيا تأييد نمي فرمائيد كه حضرت علي عليه السلام با آنكه شايسته ترين چهره تاريخ بشريت بود و عليرغم نصب الهي، وقتي كه به هر دليل از رأي اكثريت محروم ماند از اين رأي (ولو ناآگاهانه مردم) تمكين نمود و افسار شتر خلافت را رها كرد و تلخي روزگاري كه چون خار در گلو و چون خاك در چشمش مي گذشت را با شيريني پايه گذاري سنت حسنه (رجحان رأي مردم بر حق خود) جبران كرد تا پرچم مردم سالاري و آزادي در همه عصرها و براي همه نسل ها در اهتزاز باشد و فقط زماني حكومت را پذيرفت كه مردم مصرانه از او خواستند و در مدت كوتاه زمامداري عليرغم (عصمت) هرگز خود را از اشتباه مصون نمي انگاشت و پيوسته از مردم مي خواست تا به او تذكر و هشدار دهند؟ و آيا تأييد نمي فرماييد كه رأي آقاي خاتمي در دوم خرداد ٧٦ بيش از آنكه به معني «آري» به ايشان باشد به معني «نه» به جنابعالي بود؟! زيرا برخلاف نظر شما كه طبق آن اكثريت سه چهارم مردم ايران بي غيرت يا بي سياست تلقي مي شوند، ملت هوشمند ايران عليرغم آگاهي از نظر حضرتعالي مبني بر انتخاب كانديداي ديگري، آقاي خاتمي را برگزيد و در چند مورد ديگر اين رأي را به نحوي آشكار و معني دار تكرار كرد، هر چند آقاي خاتمي نسبت به ماهيت اين رأي كه براي وي سخت تعهدآور بود تجاهل نمود زيرا ايفاي آن تعهدات مستلزم مبارزه اي بود كه اصولاً آقاي خاتمي مرد آن مبارزه نبود و بخاطر پذيرش مسئوليتي كه توان ايفاي آنرا نداشت در پيشگاه ملت مظلوم و عظيم الشأن ايران مؤاخذه خواهد شد. حتي اگر فرض كنيم كه تصاحب كرسي مديريت اين كشور توسط شما در سال١٣٦٨ منطبق با قانون بوده باشد لااقل از دوم خرداد ٧٦ به بعد، مردم ايران در همه موضع گيريها به سياست شما و جناح مورد حمايت شما رأي عدم اعتماد داده اند كه آخرين آنها همان نظرسنجي اخير در مورد امريكاست. بگذريم از نظرسنجي ديگري كه طبق آن شما و سيستم حكومتي شما فقط از شش درصد حمايت مردم برخوردار بوده و نود و چهار درصد ديگر خواهان تغييرات اساسي هستند. لذا اگر اين ادعا درست باشد كه لااقل از دوم خرداد ٧٦ حضرتعالي رأي اعتماد ملت ايران را از دست داده ايد آيا ادامه حكومت شما با سيره علوي مغايرت ندارد؟ و اگر اين واقعيات را انكار مي فرماييد آيا انجام رفراندم و مراجعه به آراء عمومي نسبت به ادامه مديريت جنابعالي راه حل قابل قبولي نخواهد بود؟ ٨ ـ جنابعالي بارها فرموده ايد راه امام راه شما و هدف امام هدف شماست. آيا امام نمي گفت ميزان رأي مردم ست؟ آيا نمي فرمود مركز همه قدرتها و همه قانون ها مجلس ست؟ و آيا تأكيد نمي كرد كه مجلس در رأس امورست؟ راه امام را اينگونه ادامه ميدهيد و اهداف امام را اينگونه پاس ميداريد؟ آيا مجمع تشخيص مصلحت كه به اشاره شما با تصويب آئين نامه اي ميخواهد مصوبات مجلس را بطور سيستماتيك كنترل كند و در واقع تير خلاص را به پارلمان شليك كند و از مجلس بطور كامل خلع يد شود با راه امام و منش امام و هدف امام هماهنگ است؟! آيا امام نمي گفت اگر به او خدمتگذار گويند بهتر است تا رهبر، اما حضرتعالي به شكل مسرت بخشي واژه رهبري را مكرراً در مورد خود استعمال مي كنيد و در زمان مديريت حضرتعالي چهره اي غيرقابل دفاع از اسلام و ولايت ترسيم گرديده و از اين منظر به دين و ولايت جفا شده است و اين تصوير نادرست از دين و ولايت يكي از علل دين گريزي جوانان است كه از اين مصيبت عظما به ساحت مقدس امام زمان عجل اله تعالي فرجه شكوه مي برم و مي پرسم آيا پاره اي از رفتارهاي شما بيش از آنكه نمايانگر مديريت شما بر كشور باشد نمايشگر مالكيت شما بر اين ملت نيست؟ بخصوص اهانتهاي شما به مردم آيا انسان را بياد رفتار مالكان دوره فئوداليته نسبت به رعايا و حتي بياد رفتار برده داران نسبت به بردگان نمي اندازد؟ با آنكه دوره برده داري و فئوداليته دير زماني است كه بسر آمده، تازه من بعيد ميدانم كه حتي برده داران نسبت به بردگان واژه هائي مانند بي غيرت را بكار برده باشند. به هر نقدير نتيجه قهري و منطقي چنين رفتار و چنان چهره خشني از حكومت ديني و بالاخره نتيجه حتمي تجربه شكست خورده حكومت مذهبي شما پيدايش رنسانس، سقوط حكومت ديني و نهايتاً استقرار نظامي لائيك و سكولار در قالب يك جمهوري تمام عيار خواهد بود. در پايان از حضرتعالي مي خواهم بجاي هرگونه واكنش ناشي از توهم توطئه كه خودبخود مجوزي براي اقدام محافل خودسر خواهد بود اين كلام را منصفانه بررسي فرمائيد و نسبت بهر مقدارش كه حق تشخيص دهيد تسليم گرديد. اين سطور را براي رضاي خداوند، دفاع از حق، تذكر به جنابعالي و امر به معروف و نهي از منكر و دفاع از ملت مظلوم ايران نوشتم، آنهم به حكم خداوند كه فرمود «ولاتلبسوا الحق بالباطل و تكتموا الحق وانتم تعلمون» (حق را لباس باطل مپوشانيد و حق را كتمان مكنيد در حاليكه مي دانيد). بهر حال به خدا توكل مي كنم و از محافل به او پناه مي برم و با اين سروده خود به سخن خاتمه ميدهم.

سرم اگر برود اگر همه بگريزند خدا كنار من ست     به دل هراس ندارم خدا چو يار من ست

به لحظه هاي خطر مونس و نگار من ست         همانكه حضرت موسي به نيل ياري كرد

هميشه در نظرم هست و يار غار من ست     كسي كه در دل ماهي نظر به يونس كرد

يقين محافظ جان اميدوار من ست        همانكه يوسف كنعان ز چاه بيرون برد

به وقت آتش فتنه نگاهدار من ست        كسي كه آتش نمرود را گلستان كرد

هميشه كار من ست و همه شعار من ست             دفاع از وطن و حق ملت ايران

خداي سجده نمايم كه اينهم افتخار من ست       سرم اگر برود بر سر دفاع ازين مردم

نشان راه درست و عزم استوار من ست              اگر فداي وطن خاندان خود بكنم

اگر چه قتل و شكنجه در انتظار من ست         مبارزه به ستمگر سرشته با جانم

كه ترس و خلق فروشي بدان كه عار من ست         نه از شما بهراسم نه اهل سودايم

وگرنه اين سخن قلب بيقرار من ست            نه شاعرم كه سرايم به سوك آزادي

كه آن طريق رهائي اين ديار من ست           اميد «شعله» كه راه تو پر ز رهرو باد

  در سينه ستبر من قلبي كوچك براي ملت بزرگ ايران مي تپد .

  بنده خدا قاسم شعله سعدي

و سخني از جناب آقاي دكتر شعله سعدي خطاب به تمامي شما عزيزان :

به نام خدا 

ملت سلحشور و سرفراز ايران 

بيش از يك صد سال پيش از اين كه بسياري از كشورهاي منطقه يا به عنوان كشور وجود نداشتند يا زير سلطه بيگانگان بودند پدران سلحشورمان انقلاب بزرگ مشروطه را به پا كردند تا حكومت مطلقه را از پا بيفكنند و آن را محدود و مشروط كنند و با تأسيس عدالت خانه و دادگستري مدرن ، قضات مستقل و عادل را به مسند قضا نشانند تا حق و عدل استقرار يابند و جلوگيري از باز توليد استبداد تضمين شود و نمايندگان منتخب را به مجلس قانونگذار فرستادند تا حاكميت ملي را مستقر كنند . ولي پس از هفتاد سال ناكامي به ناچار انقلابي سترگ را پي ريختند تا حكومت مطلقه بازتوليد شده را براندازند و استقلال و آزادي را بازيابند و در انديشه اجتناب از هزينه سنگين انقلابي ديگر پس از دو دهه در جستجوي گمگشته خود يعني آزادي طرحي نو در قالب جنبش اصلاحگر در انداختند تا كشتي آزادي را در درياي پرتلاطم و بيرحم سياست بيابند و به ساحل رسانند ولي افسوس اين بار نيز به دلائلي كه خود مي دانيد از جمله بي كفايتي ناخدايانش كشتي به گل نشست . و اين در حالي بود كه ملل منطقه عليرغم فقدان مبارزاتي همسنگ با مجاهدتهاي درخشان ملت ايران به دستاوردهاي خيره كننده در مردم سالاري و آزادي رسيدند . از جمله در شبه قاره كه نزديك به نيم قرن پس از پيروزي حماسه ضد استبدادي مشروطه ايران زمين رسماً‌گرفتار استعمار بود اكنون بزرگترين دموكراسي جهان استقرار يافته و در همسايگي غربي وشرقي كه فاقد تعريف كشور بودند و كوچكترين ردپائي از نظام هاي مردم سالار انتخابي در آنها يافت نمي شد و عليرغم اشغال نظامي ،‌اكنون نهادهاي مردم سالار با انتخاباتي سالم ،‌آزاد و رقابتي و صد البته بدون نظارت استصوابي به نيابت از مردمان حكومت مي كنند. امروز ملت بزرگ ما كه خود را گرفتار دورو تسلسلِ باطل و بن بستِ دو سره تحمل ماجراجويان يا پذيرش فرصت سوزان مي بيند و در مقايسه با ملل منطقه در مي يابد كه تفاوت ره از كجاست تا به كجا!! در مقابل اين پرسش قرار مي گيرد كه : چه شده است ؟ و چه بايد كرد ؟ 

 درپاسخ به پرسش اول ( چه شده است؟) بايد گفت : ملت بزرگ هزينه هاي سنگين و خونين جنبش ها را تحمل كرد و پيروز شد ولي در صيانت از دستاوردها كوتاهي نموده و حساسيت لازم را به خرج نداد و با اعطاء سفيد امضاء‌ به حاكمان از تحريف هاي اندك و تدريجي كه انباشت مي شدند جلوگيري نكرد در حاليكه صيانت از دستاوردها تلاش مضاعف ، نظارت مستمر و حساسيت بيشتر مي طلبيد . 

دو راهي سرنوشت ساز 

 در پاسخ به پرسش دوم ( چه بايد كرد؟)‌ مي توان گفت : ملت بزرگ بر سر دوراهي سرنوشت ساز قرار گرفته و فقط دو راه در پيش رو دارد : 

1- الف- ملت همچنان ابتكار عمل و اختيار خويش را به دست حكام سپارد كه در اينصورت بايد نتيجه منطقي آن را بپذيرد و ادامه وضع موجود را با همه ي خطراتش نظاره كند و هر روز نابسامانيهاي فزاينده را كه با تقارن بحران مالي اعتباري جهاني و كاهش احتمالي بهاي نفت تشديد خواهد شد مشاهده نمايد و تحريم هاي بين المللي ناشي از قطعنامه هاي شوراي امنيت كه تأثير مخرب خود را كم كم نشان مي دهند دست و پنجه نرم كند -هرچند به زعم بعضي ها اين قطعنامه ها كاغذ پاره هائي بيش نيستند - و با ادامه جدال حاكمان با جامعه جهاني انزواي بيشتر خويش را انتظار كشد ،‌گسترش خط فقر را علي رغم وجود امكانات يك قاره در كشور مشاهده كند و با حدود 8 ميليون پرونده قضائي در سال كه حداقل 16 ميليون نفر از شهروندان را درگير و ارتكاب جرائم و جنايات نفرت انگيز را به ارمغان مي آورد از ادعاي اسوه و الگوي جهاني شدن دست بردارد و شمار فزاينده شهروندانش كه در جستجوي اندك حقوق شهروندي در ناكجا آباد گيتي آواره هستند را رصد كند و فرار مغزها را كه ركورد جهاني دارد در كنار فرار سرمايه ها و مرگ خاموش چند ميليون جوان معتاد نظاره كند و به حاكمان خود كه همه ي مشكلات مردم خویش را حل كرده اند و اكنون براي حل مشكلات بشريت نسخه مديريت بين المللي مي پيچند مدال مديريت اعطا نمايد . 

1- ب- در بهترين حالت به كساني دل ببندد كه عليرغم برخورداري از حمايت صميمانه اكثريت قريب به اتفاق افكار عمومي داخلي و بين المللي و اكثريت پارلماني يك دوره فرصت ها را سوختند و در قامت تداركاتچي ظاهر شدند و به دانشجويان خشمگين از بي كفايتي ها توهين كردند و انتخاباتي را كه خود غير آزاد ، غير عادلانه و غير رقابتي می خواندند اجرا كردند و اكنون دوباره خيز برداشته اند تا ملت را به عقب برگردانند و مردم را از امكان تغييرات محروم كنند و اگر ملت يكبار ديگر به آنها اعتماد کند و با اقبال از آنها كه آزموده شده اند دوباره تن به آزمون دهد نبايد كسي را سرزنش نمايد . 

نسيم تغييرات 

2- راه ديگری که پيش روی مردم ايران است اينکه چون خداوند سرنوشت هيچ قومي را تغيير نمي دهد مگر آنكه آن قوم خود سرنوشت خويش را تغيير دهد ملت تصميم گيردکه سرنوشت خويش را تغيير دهد و به جاي تحمل شرايط اسفبار امروز كه خواست ماجراجويان است يا بازگشت به وضعيت غمبار ديروز كه آرزوي فرصت سوزان است فرداي اميد و بهروزي را رقم زند و به جاي تماشاي جدال كارگزاران با جامعه جهاني راه آشتي و همكاري با جهان را برگزيند و در عين پرهيز از تحمل هزينه انقلابي ديگر به تغييرات حتي در چارچوب ساختار فعلي بيانديشد و با نه بزرگ به آن دو طايفه ،ايران را از نو بسازد در اين صورت من غير نظامي قاسم شعله سعدي با دانش اندكي از الفباي سياست و حقوق و تجربه ي ناچيزي در عرصه هاي ملي و بين المللي ولي با پشتوانه ي كوهي از غيرت و اراده نسيم تغييرات را همراه با برنامه هاي سياسي اقتصادي فرهنگي اجتماعي نويد مي دهم و اگر شما ملت بزرگ حمايت كنيد نه در چهره يك تداركاتچي و نه در قامت يك ماجراجو كه در سيماي يك رئيس جمهور با همه مسئوليتهايش و عليرغم همه خطراتش در جهت تأمين منافع ملي وتاکيد بر هويت ايراني و با اغتنام از فضاي جديد بين المللي و ظرفيت هاي بيكران ملي به كمك شما و براي شما طرحي نو در اندازم .

خدایا قدرتی بر من عطا فرما که از دست کج اندیشان بحران ساز و فرصت سوز ؛ ایران را رها سازم

 قاسم شعله سعدی


خب ايشان كانديداي مورد نظر من است و من اگر قرار باشد كه راي بدهم و در انتخابات شركت كنم فقط به ايشان راي خواهم داد اگر كه شوراي نگهبان جناب آقاي دكتر شعله سعدي را تاييد بنمايد البته اگر !!!

براي آشنايي بيشتر با جناب دكتر شعله سعدي و ديدگاههاي ايشان ميتوانيد به وبسايت رسمي ايشان واقع در آدرس زير مراجعه نماييد :

www.sholehsadi.com

و همچنين از طريق اين آدرس پست الكترونيك ميتوانيد با ايشان در ارتباط باشيد :

sholehsadi@sholehsadi.com 

كلام آخر اينكه يا در انتخابات شركت نكنيد و يا اينكه با چشمان باز و آگاهانه شركت كنيد و بدانيد كه به چه كسي و با چه ديدگاه و اهدافي ميخواهيد راي بدهيد .

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388ساعت 20:2  توسط MEKABIZ  | 

يكسالگي وبلاگ

خب درست فروردين 87 بود كه اين وبلاگ رو تاسيس كردم و الان يكسال و يكماه از اون روز گذشته الان هم كه در وطن هستم و مشغول گذراندن به اصطلاح تعطيلات كه البته بعد از گذراندن تعطيلات بايد برگرديم و براي آزمون ترم دوم آماده بشيم چون به خاطر انتخابات هندوستان امتحانات ما رو عقب انداختند در ضمن نتايج ما هم بالاخره اعلام شد و همگي دوستان از نتايج راضي و خشنود بودند بر عكس دوستانمون در دانشگاه جواهر كه اصلا از نتايجشون راضي نبودند و فكر ميكردند كه در حقشون اجحاف صورت گرفته من هم از نتايج تا حدودي راضي بودم به جز يك درس كه فكر ميكردم كه بيشتر بشم ولي خب در كل و در مقايسه با دانشگاه جواهر نتايج ما بسيار بسيار وضعيت به مراتب بهتري داشت خب حالا هم بايد براي امتحانات ترم دوم آماده شد اما باور كنيد كه خيلي سخته چون اينجا همش يا ميري مهماني و بيرون يا مي آيند مهماني و خلاصه درس خواندن خيلي سخت شده در اينجا ولي خب بايد سوخت و ساخت چون از قديم گفته اند كه هر كه طاووس خواهد جور هندوستان كشد كه ما هم داريم همين كار را ميكنيم . راستي شنيدم كه دوست و همسايم مرواريد هم ديگه قصد برگشتن به هند رو نداره و بعد از گذراندن يكسال تحصيلي در هند حالا كه برگشته ايران ديگه قيد برگشتن رو زده و كل وسايلش رو هم فروخته و تصميم نداره كه ديگه برگرده هند ! خب خيلي ناراحت و متاثر شدم ولي خب بخاطر شرايط خاصي كه براش پيش اومد مجبور شد كه اين تصميم رو بگيره و كاريش هم نميشه كرد براش در هر كجا كه باشه آرزوي موفقيت و سلامتي ميكنم و اميدوارم كه مشكلاتش هر چه زودتر برطرف بشه و دوباره در هند ببينيمش . خب اين اومدن من هم كه كلي داستان داشت و دو هفتش نفهميدم چطوري گذشت بخاطر اتفاقاتي كه همه با هم به يكدفعه و سريالي پيش اومد برام بگذريم بهر حال يك ماهه ديگه هم ايران هستم و بايد ديگه شروع كنم به درس خوندن . خب باز هم يكسال و يكماهگي وبلاگ مبارك بايد سعي كنم كه بيشتر و زود به زود بنويسم يكم تنبل كه بودم تنبل تر شدم . خب براي همه دوستانم و همكلاسيهام در سال جديد آرزوي بهترينها رو دارم . راستي آقا فريدون چه خبر از تاريخ امتحانات ترم دوم شايعه جديد چيزي نيومده به بازار ؟ ( قابل توجه آقا رضا ش )
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388ساعت 17:1  توسط MEKABIZ  | 

تاریخ آزمون و باقی ماجرا

خب بعد از مدتی دوباره برگشتم  تا مطلبی بنویسم (قابل توجه مریم خانم) از نتایج امتحانات که هنوز خبری نیست اما خب این روزها بحث داغ اعلام تاریخ امتحانات هست چون بخاطر انتخابات تاریخ امتحانات دستخوش تغییرات شده اما هنوز کم و کیف این تغییر مشخص نیست اما بازار شایعات حسابی داغه که البته در این مورد باید یک تشکر و قدردانی ویژه از آقا فریدون کالج کرد که هر روز و هر ساعت با یک شایعه جدید و داغ در خمت هم کالجیهای عزیزش هست که خب البته آقا فریدون با این شایعات رنگارنگش باعث بروز مشکلات خانوادگی هم برای بعضی از همکلاسی هاش شده میگید چه مشکلاتی و برای چه اشخاصی فقط کافیه که واسه یک موردش دنبال آدرس رضای عزیز باشید و پای درد و دل آقا رضا بشینید که دلش از آقا فریدون ما  و شایعاتش حسابی خونه در ضمن دیروز یک جشن در کالج ما برگزار شد که واقعا عالی بود و حسابی به همه ما خوش گذشت جای همه دوستانی هم که نیومدن مثل مریم خانم و دیگر بچه ها خالی بود حالا تو جشن بعدی که در روز کالج برگزار میشه امیدواریم که در خدمت این عزیزان هم باشیم و کنار هم خاطرات قشنگی رو ثبت کنیم  در ضمن یک نکته هم برای من جالبه باور کنید که سیل ایمیلها است که به دست من میرسه به خصوص اینبار که رکورد شکنی شد و به طرز وحشتناکی برام ایمیل سرازیر شد که جالبه که اینبار همه یک متن مشترک داشتند که باعث تعجب من هم شده بود این همه ایمیل از افراد مختلف اما با یک درخواست مشترک اونم مشخصات و آدرس این گروه اینترنشنال انتقال دانشجو بود که تو مطلب قبلی دربارش براتون نوشته بودم تا جایی که تونستم ایمیلهاتون رو در اختیار مشاورای این گروه قرار دادم تا خودشون با شما عزیزان تماس بگیرن که البته تو اولین فرصت ممکن قول دادن که اینکار رو بکنن فقط باید کمی صبر و حوصله داشته باشید چون اولا حجم ایمیلهای شما دوستای خوبم زیاد بود و دوما این گروه از سرتاسر دنیا اقدام به جذب دانشجو میکنه و دارای تیم های مشاوره به زبانهای مختلف هستند مثلا تیم مشاوره چینی زبان - تیم مشاوره انگلیسی زبان - تیم مشاوره روسی زبان - تیم مشاوره فرانسوی زبان - تیم مشاوره عربی زبان و ...... که خب جدیدا تیم مشاوره فارسی زبان رو هم برای  فارسی زبانان راه اندازی کردند پس حسابی مشغول هستند اما واقعا کارشون رو بلد هستند و تو کارشون حرفه ای هستند و البته من یک نگاه که به لیست بلند بالای خدماتشون و قیمتشون انداختم واقعا تعجب کردم چون بعضی از دوستان که در همینجا به این کار مشغول هستند و البته که یک هزارم این گروه حرفه ای خدمات به دانشجو ارائه نمیدن قیمتی بالاتر از این شرکت رو از دانشجوی بیچاره دریافت میکنن و البته که کیفیت خدمات ارائه شده هم .... بهتره که چیزی نگیم در این باره فقط دوستان خواهشا به هر کسی اعتماد نکنید و حسابی تحقیق کنید و بهترین رو انتخاب کنید  تا خدایی نکرده به سرنوشت بعضی از دوستان که الان با مشکلاتی روبرو هستند اینجا و یا اینکه به کشورمون برگشتند و شکست خوردند دچار نشید خب از این بحثها که بگذریم میرسیم به شروع گرمای امسال که یکماه زودتر از پارسال اتفاق افتاد و الان وارد فصل گرم حیرآباد شدیم اما خب هنوز تا گرمای اصلی فاصله داریم که خب خدا به خیر بگذرونه چون معلومه که تابستون گرمی در اینجا در انتظارمونه و باید با بچه ها قرار یک استخر حسابی رو فیکس کنیم و تنی به آب بزنیم راستی داریم به عید نوروز هم نزدیک میشیم و بازم مثل پارسال عید امسال رو هم در اینجا هستیم یادش بخیر چه حس و حالی میشد دم عید و تو طول تعطیلات عید خریدهای قبل از عید چه قشنگ بودند خب من که اینجا خریدهام رو انجام دادم در مورد خریدهای امسالم اینو بگم که تو حراجیهای امسال کلی لباس خریدم چون واقعا قیمتها و کیفیتها بی نظیر بودند و غیر قابل توصیف واقعا که شما از خرید سیر نمیشدید چون همه چیز با قیمت بسیار عالی در دسترستون بود ولی خب باید خودم رو کنترل میکردم و به اندازه خرید میکردم اما نکته مهم این بود که بسیاری از این حراجها حراجهای واقعی بودند و نه حراجهای مصنوعی و دروغین چون دقیقا من قیمت چندین و چند مورد رو قبل و در حین و بعد از حراج چک کردم و پی بردم که این حراجها واقعی هستند و سیاه کاری نیستند خب پیشاپیش عید همتون هم مبارک و برای همتون آرزوی بهترینها رو در سال جدید دارم راستی کسی نمیخواد از بین دوستان اینجا تو حیدرآباد به ما عیدی بده ؟!
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387ساعت 20:24  توسط MEKABIZ  |